مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
779
طب اكبرى ( فارسى )
[ 1103 ] قسم سوّم : اندر زحير كه از ورم گرم كه در معاى مستقيم عارض شود پديد آيد . و ظاهر است كه در اين صورت تخيل مىكند مريض كه در روده او ثفل پيداست و بدان تخيل و تمدد كه لازمهء ورم است مضطرّ مىشود بر دفع براز هر زمان . و علامت او ، احساس ضربان و وجع و ثقل است در اسفل كه جايگاه [ معاى ] مستقيم است . و باشد كه از شدت ورم ، تب و عسر بول نيز پديد آيد . علاج : براى انقطاع ماده ، رگ باسليق زنند اگر مانعى نبود . و بر زير كمر حجامت نهند . و تقليل غذا فرمايند . و اطفاى خون به اشياى مناسبه نمايند . و پس از آنكه ماده از ريزش بايستد ، در نضج و تحليل مادهء محصوله و تسكين الم كوشند . و اين ، چنان باشد كه خطمى و تخم خبازى و تخم كتان و حلبه و برگ كرنب و بابونه و بنفشه در آب بجوشانند و تنطيل نمايند بر مقعد و شكم . و اگر از اين طبيخ آبزن سازند بهتر باشد و اگر حقنه كنند مفيدتر بود ؛ خاصه آنجا كه ورم در جزو اعلاى روده باشد . و اگر از اين اجزاء مطبوخ شياف سازند و بردارند صواب باشد ؛ خاصه آنجا كه ورم در جزء سفلاى روده بود . و اگر آسان همى شود بفرمايند كه فايده دارد . هرگاه ماده تحليل نگردد و جمع همى شود ، حلبه و اكليل الملك و كرنب پخته و پياز پخته در زير آتش و اندك مقل جمله به هم سرشته بر مقعد گذارند تا بر نضج يارى دهد : پس اگر منفجر شد خود به خود فبها و الّا شياف منفجره استعمال نمايند تا سر دهد . بعد از آنكه سر كند ، هرچه در خروج المده من الامعا گفته آمديم به كار برند . و بعد از تنقيهء ريم به اندمال جراحت كوشند . صفت طلايى كه در ابتدا مفيد است و حرارت بنشاند : صندلين به آب كاسنى و عنب الثعلب بسايند و كافور آميخته بر مقعد طلا نمايند . و روغن گل و زردهء تخممرغ به هم سرشته و اندكى مرداسنگ آميخته بر مقعد نهادن و شافه ساختن ، در تسكين الم مجرّب است . از ماده سرد ، ورم كمتر افتد در روده و در قولنج ورمى ، ورم روده به تفصيل مذكور است .
--> - گلاب صلايه كرده و خشك ساخته در او آميزند . و پنبه بدان آلوده بردارند . اين شياف [ نيز ] سود دارد : كندر ، زعفران ، حضض و صمغ عربى ، از هريك برابر ؛ افيون ، قدرى ، جمله به هم آميزند و شياف ساخته بردارند . و گل سرخ و عدس هر دو كوفته به روغن گل آميخته زير ناف طلا سازند و بر سر سفره [ يعنى مقعد ] اگر قرحه بسيار بود .